على ربانى گلپايگانى
341
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
يكديگر نزديكند لكن هريك دربر گيرندهء نكتهء خاصى مىباشد . 1 - آنچه براى واجب الوجود امكان عام دارد ، بالذات واجب است . 2 - آنچه براى واجب الوجود امكان عام دارد ، بىدرنگ و بدون حالت منتظره تحقق خواهد داشت . 3 - صفات واجب الوجود عين ذات او مىباشند . دربارهء مسأله سوم در مرحله دوازدهم به تفصيل بحث خواهد شد ، مسأله دوّم نيز نتيجه و لازمهء مسأله نخست است بنابراين آنچه اكنون مورد بحث است همان مسأله اوّل مىباشد كه اثبات آن قهرا مسأله دوّم را نيز به دنبال دارد . لكن برخى گمان كردهاند كه مسأله دوّم عين مسأله اوّل است و اين دو در واقع يك حكم را بيان مىكنند . ولى همانگونه كه صدر المتألهين بيان نموده است ، اين دو مسأله عين يكديگر نيستند ، زيرا مسأله دوم اختصاص به واجب الوجود بالذات ندارد ، بلكه در موجودات مجرد از ماده ( در ذات و در فعل - تام التجرد ) نيز اين حكم جارى است ، و آن اينكه : آنچه براى مجردات تام امكان عام دارد ( ممتنع نيست ) بدون حالت انتظار و بىوقفه حاصل مىگردد ، به جهت اينكه حصول تدريجى از خواص و لوازم مادّه است ، و فرض اين است كه آنها مجرد از مادهاند . آرى لازمهء لاينفك قاعدهء نخست ، حكم دوّم است ، ولى اين حكم همانگونه كه لازمهء واجب الوجود بودن از تمام جهات است ، لازمهء مجرد بودن از ماده و عوارض آن هم مىباشد ، و به همين جهت مسأله نخست اختصاص به واجب الوجود بالذات دارد ، بر خلاف مسأله دوّم « 1 » كه مجردات تام را نيز دربر مىگيرد . از جمله كسانى كه اين دو مسأله را عين يكديگر دانستهاند ، اثير الدين ابهرى است چنانكه مىگويد : « ان الواجب لذاته واجب من جميع جهاته اى ليس
--> ( 1 ) و المقصود من هذا ان الواجب الوجود ليس فيه جهة امكانية ، فان كل ما يمكن له بالامكان العام فهو واجب له ، و من فروع هذه الخاصة أنه ليس له حالة منتظرة ، فان ذلك اصل يترتب عليه هذا الحكم و ليس هذا عينه كما زعمه كثير من الناس ، فان ذلك هو الذى يعد من خواص الواجب بالذات دون هذا ، لاتصاف المفارقات النورية به . . . اسفار ، ج 1 ، ص 122 .